چهارشنبه هجدهم خرداد 1390
انقدر داغونم که نمیشه توصیفش کرد
یه روزی اینجا خیلی گرم بود
حالا حتی دیگه وبلاگ های دوستام هم پاک شده
یاده یه جمله افتادم که می گه : خیلی زود دیر میشه
اره . دیر شد . خیلی دیر . همه رفتن . من موندم و من . تنها . تنها .
و
تنها
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 7:32 قبل از ظهر توسط : احساس
جمعه بیست و نهم بهمن 1389
خیلی وقت پیش اینجا واسه من خیلی خوب بود
الان خیلی تنها شدم
فقط خاطرات خوب مونده واسم
کاش هیچ وقت تموم نمی شدن
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 3:15 بعد از ظهر توسط : احساس
چهارشنبه دهم تیر 1388
هیچ چیز در این دنیا واقعا خراب نیست.
حتی ساعتی هم که خوابیده حد اقل دو بار در روز زمان را درست نشان میدهد.
(نیوتن)
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 0:24 قبل از ظهر توسط : احساس
چهارشنبه دهم تیر 1388
آدمک آخر دنیاست بخند
آدمک مرگ همینجاست بخند
دست خطی که تو را عاشق کرد
شوخیه کاغذی ماست بخند
آدمک خر نشوی گریه کنی
کل دنیا سراب است بخند
آن خدایی که بزرگش خواندی
به خدا مثل تو تنهاست بخند
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 0:22 قبل از ظهر توسط : احساس
یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387
این تنهایی ابدیست
بجنگ برای آن چیزی که به دست نمی آوری
محال واقعیست
در فعل خواستن توانستن است چیزی جز شکست نیست
و تنها این تنهاییست که ابدیست
و ...

ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 2:50 قبل از ظهر توسط : احساس
سه شنبه دهم مهر 1386
زندگی قصه مرد یخ فروش است
که از او پرسیدند:
فروختی؟
و او در جواب گفت:
نخریدند!
ولی تمام شد

ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 1:38 قبل از ظهر توسط : احساس
چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386
حرفی برای گفتن اگر بود
دیوارها
سکوت نمی کردند...
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 0:0 قبل از ظهر توسط : احساس
پنجشنبه بیستم اردیبهشت 1386
مرگ از زندگي پرسيد:
اين چه حكمتي است كه باعث مي شود تو شيرين و من تلخ جلوه كنم؟
زندگي لبخندي زد و گفت:
دروغ هايي كه در من نهفته است وحقيقت هايي كه در تو وجود دارد
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 2:21 قبل از ظهر توسط : احساس
دوشنبه بیستم فروردین 1386
سلام دوستای عزیزم
امیدوارم که همتون خوب باشید
راستشو بخواین از پست قبلی پشیمون شدم
چون نمی تونم دلیلی واسه رفتن پیدا کنم، حتی اگر برم بدتر هم می شم
من چه طور می تونم از دوستای خوبی مثله شما ها دل بکنم
مگه من به غیر از شما کیو دارم
خدا بزرگه همه چیز درست می شه خدا همیشه کمکم کرده اینبار هم همینطوره
دوست داشتم این آپ رو یکم متفاوت بذارم
می خواستم از شما بپرسم که دلیلتون واسه زندگی کردن و بودن توی این دنیا چیه؟
شاید منم بتونم دلایلمو بین دلیل های شما پیدا کنم
با نظراتتون خوش حالم می کنید
همتونو دوست دارمممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم

ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 1:56 قبل از ظهر توسط : احساس
یکشنبه نوزدهم فروردین 1386
سلام خدمت تمام دوستای گلم
امیدوارم که حالتون توپه توپ باشه و دماغتون چاقه چاق
نمی دونم چه جوری باید بگم ولی من باید برم
چراشو هم خودمم نمی دونم
ولی توی این مدتی که در کنار شما و با شما بودم رو هیچ وقت فراموش نمی کنم
چون یکی از بهترین دوران زندگیم بود
امیدوارم که همیشه و در تمامی مراحل زندگیتون موفق و پیروز باشید
و امیدوارم که حلالم کنید
خداحافظی نمی کنم فقط می گم
به امید دیدار

ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 0:28 قبل از ظهر توسط : احساس
چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1385
سلام بچه ها
امیدوارم که همه خوب باشن و والنتاین رو به همه تبریک می گم 
این دفعه می خوام به جای شعر یه رفراندوم بذارم.
موضوع این رفراندوم درباره ی عشق هستش و اینکه آیا خدا هم عاشق هست یا نه؟
یه کلمه ای که از نظر خیلی ها مجهوله و از نظر خیلی ها معلومه.
یه کلمه ای که از دیدگاه هر فرد به یه شکله خاصی هستش.
خوش حال می شم نظرتونو کامل واسم بنویسید.
منتظرتون هستم
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 0:11 قبل از ظهر توسط : احساس